الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

مقدمة 154

الغدير ( فارسي )

( قسمت اوّل ) [ ترجمه ( شرح حال ) آية اللَّه امينى و معرّفي معظَّم له ] عبد الحسين معروف بحاج شيخ عبد الحسين و نخست ميرزا عبد الحسين پسر ميرزا احمد پسر مولى نجفعلى ( 1 ) شهير بامينى ( اين نام فاميلى بمناسبت نسبت بجدّش مولى نجفعلى مشهور بامين الشرع انتخاب گرديده - ( ذيلا از آنمرحوم نيز معرّفي نموده‌ايم ) . ولادت معظم له در 1320 قمرى مطابق با 1281 خورشيدى در شهر تبريز بوده - و مبادى و مبانى علمى را تحت مراقبت و تربيت والد علَّامهء خود و در مدارس تبريز فرا گرفت ، و از همان اوان صغر سن استعداد و نبوغ عجيبى از خود نشان ميداد و از اساتيد عصر در آن سواد اعظم ( تبريز ) در بسيارى از علوم حظَّ وافرى بر گرفت - پس از آن دروس و علوم مهمتر را از سه تن از حجج و مجتهدين نامى يعنى . حاج سيّد محمد مشهور بمولانا مؤلَّف ( مصباح السالكين منطبعهء تبريز ) و حاج سيّد مرتضى خسرو شاهى صاحب كتاب ( اهداء الحقير در معنى حديث غدير ) و شيخ حسين مؤلَّف « هداية الانام » كه بچاپ هم رسيده آموخت و پيشرفت قابل و كاملى حاصل نمود ، اما نفس استعلا طلب وى در علم به آن حدود و استفادهء از آن نواحى قانع نگرديد و حوزه‌هاى درسى و مجامع علمى بالاتر و مهمترى را مىجست . ازينرو مهيّاى سفر نجف اشرف كه مدرسه و دار العلم بزرگ تشيّع است گرديد و در آستانهء قدس باب مدينهء علم پيغمبرى صلَّى اللَّه عليه و آله معتكف شد و از اساتيد و اساطين بهرهء علمى وافرى بدست آورد ، و پس از آن چندى در محضر دو تن از حجج و علماء اعلام شيعه يعنى

--> ( 1 ) مولى نجفعلى مشهور بامين الشرع از اهالى آذربايجان متولد 1257 و متوفاى 1340 قمرى هجرى . از ادبا و افاضل اهل علم بشمار بود . مردى پرهيزكار و موصوف به پاكى نفس و مولع بجمع اخبار ائمهء اطهار عليهم السلام بوده كه در اين قسمت توفيق گرد آوردن مجموعهء چندى را يافته . وى از ادب پارسى حظى وافر داشته و از خود قصايد چندى را به دو لغت پارسى و تركى باقى گذارده كه در نزد اولادش باقى است ( مأخوذ از شرحى است كه بقلم محمد خليل الزين العاملى در مقدمهء « شهداء الفضيله » امينى چاپ شده ) .